بديع الزمان فروزانفر
مقدمهء مؤلف 7
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
دلير مىداشت و بدين عمل خطير بر مىانگيخت ، علاوه آن كه در آن هنگام از نعمت مصاحبت و رهبرى دو دانشمند بزرگوار علّامه محمّد قزوينى و محمّد على فروغى ( ذكاء الملك ) برخوردار بودم و هر جا كه تردّد خاطر دست مىداد و يا مشكلى پيش مىآمد از فكر بلند و نيّت پاك آن دو استاد يارى مىجستم و خويش را از نگرانى و دشوارى ، رهايى مىدادم ، امروز جوان نيستم و بقلّهء پيرى رسيدهام و مانند هر كس كه در دههء هفتاد است بدل و دست مىلرزم و از بزرگى و گرانى اين عمل كه در پيش دارم سخت مىهراسم و از بركت همنشين و مشورت مثل آن دو بزرگوار نيز محروم و بىنصيبم . آن چه امروز مرا بدين اقدام خطير واداشت تشويق دل انگيز و جرأت بخش دوست ديرين و گران مايهء من نويسندهء زبردست و توانا سناتور على دشتى است كه پيوسته و هر بار كه با وى اتّفاق ديدار افتاد دل و دست ناتوان و لرزان مرا بسحر بيان و گفتار جان بخش نيرو و قوّت جوانى داد تا گرم و گستاخ در كار آمدم و اين شرح را كه اميدوارم بپايان رسد سر آغاز كردم . در حقيقت بنيان گذار اين تأليف سناتور على دشتى است و ديگر آن آزاده مرد معرفت پرور دانشمند معظّم جناب آقاى دكتر منوچهر اقبال مدير عامل و رئيس محترم هيأت مديرهء شركت ملّى نفت ايران كه جوانمردانه وسايل اين تأليف را فراهم فرمودهاند چنان كه طبع و نشر ديوان كبير مولانا نيز باهتمام آن جناب در آن وقت كه رياست دانشگاه طهران را بر عهده داشتند آغاز شد و جامهء عمل پوشيد . شرح و تفسيرى كه از نظر شما خوانندگان گران مايه خواهد گذشت روز اوّل بهمن ماه 1345 آغاز شده و جزوى كه بطبع رسيده در روز پانزدهم خرداد 1346 پايان پذيرفته است ، اميدوارم كه سائر اجزاى آن نيز بتوفيق خداى دانا و توانا و بعنايت روح بلند پرواز و فيض گستر حضرت مولانا قَدَّسَنا اللَّهُ بِسِرِّهِ